فرهنگ آریانپور
متمرد
#۱۷۹٬۵۵۵
insurgent
متمرد، شورشى
recalcitrant
متمرد، سرسخت، سرکش
rebel
یاغى، سرکش، آدم افسار گسیخته، متمرد، یاغى گرى کردن، تمرد کردن، شوریدن، شورشى، طغیان گر
unruly
سرکش، یاغى، متمرد، مضطرب، متلاطم wayward insubordinate lawless mutineer
recusant
ممتنع، متمرد
fractious
بدخو، کج خلق، ننر، متمرد، زود رنج
malignant
بدطینت، خطرناک، زیان آور، صدمه رسان، کینه جو، بدخواه، متمرد، سرکش، (پزشکى) بدخیم
lawbreaker
قانون شکن، متمرد، یاغى
malcontent
یاغى، سرکش، متمرد، ناراضى، آماده شورش
disobedient
نافرمان، سرکش، نامطیع، گردنکش، متمرد
intractable
خود سر، سرپیچ، متمرد، خود سرانه، لجوج، خیره سر، ستیزه جو، لجوجانه، رام نشدنى
contumacious
سرکش، خودسر، سرپیچ، متمرد، یاغى