فرهنگ آریان‌پور

متمرد

#۱۷۹٬۵۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

insurgent

متمرد، شورشى

۲

recalcitrant

متمرد، سرسخت، سرکش

۳

rebel

یاغى، سرکش، آدم افسار گسیخته، متمرد، یاغى گرى کردن، تمرد کردن، شوریدن، شورشى، طغیان گر

۴

unruly

سرکش، یاغى، متمرد، مضطرب، متلاطم wayward insubordinate lawless mutineer

۵

recusant

ممتنع، متمرد

۶

fractious

بدخو، کج خلق، ننر، متمرد، زود رنج

۷

malignant

بدطینت، خطرناک، زیان آور، صدمه رسان، کینه جو، بدخواه، متمرد، سرکش، (پزشکى) بدخیم

۸

lawbreaker

قانون شکن، متمرد، یاغى

۹

malcontent

یاغى، سرکش، متمرد، ناراضى، آماده شورش

۱۰

disobedient

نافرمان، سرکش، نامطیع، گردنکش، متمرد

۱۱

intractable

خود سر، سرپیچ، متمرد، خود سرانه، لجوج، خیره سر، ستیزه جو، لجوجانه، رام نشدنى

۱۲

contumacious

سرکش، خودسر، سرپیچ، متمرد، یاغى