فرهنگ آریان‌پور

متمدن

#۱۷۹٬۵۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

civilized

متمدن کردن، متمدن شدن

۲

debonair

مودب، متمدن، خوشرفتار، شاد

۳

polished

پرداخته، جلا داده، صیقلى، زدوده، مهذب، آراسته، متمدن

۴

urbanist

(urbanistic =) ـ شهر نشین، متمدن، وابسته به شهر نشینى

۵

urbanistic

(urbanist =) ـ شهر نشین، متمدن، وابسته به شهر نشینى

۶

civil

غیر نظامى، مدنى

۷

voluminous

حجیم، بزرگ، جسیم، متراکم، انبوه، مفصل