فرهنگ آریان‌پور

متمایل‌ کردن

#۱۷۹٬۵۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

incline

خم کردن، کج کردن، متمایل شدن، مستعد شدن، سرازیر کردن، شیب دادن، متمایل کردن، شیب

۲

predispose

مستعد کردن، زمینه را مهیا ساختن

۳

prepossess

قبلا به تصرف آوردن، تحت تاثیر عقیده یا مسلکى قرار دادن، قبلا تبعیض فکرى داشتن