فرهنگ آریان‌پور

متمایل به

#۱۷۹٬۵۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

partial

جزیى، پاره اى، طرفدارانه، غیر منصفانه، جانبدار، طرفدار، مغرض، ناتمام، بخشى، قسمتى، متمایل به، علاقمند به partial acious _ ive _

۲

y

یوتریم - (Y)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 39 و جرم اتمى 88.90585 گرم بر مول

۳

prone

متمایل، مستعد، مهیا، درازکش، دمر

۴

subject

نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن

۵

oriented

خاور، کشورهاى خاورى، درخشندگى بسیار، مشرق زمین، شرق، به طرف خاور رفتن، جهت یابى کردن، به جهت معینى راهنمایى کردن، میزان کردن