فرهنگ آریان‌پور

متلک

#۱۷۹٬۴۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

josh

کسى را دست انداختن، شوخى کردن، متلک

۲

taunt

دست انداختن و متلک گفتن، سرزنش کردن، شماتت کردن، طعنه زدن، طعنه

۳

waggery

شوخى، بذله گویى، شوخى شیطنت آمیز، متلک

۴

sally

یورش، حمله، حرکت سریع، شلیک، یورش آوردن، شلیک کردن، حمله ور شدن، جواب سریع و زیرکانه

۵

sarcasm

زهر خنده، طعنه، ریشخند، سرزنش، سخن طعنه آمیز

۶

raillery

شوخى، استهزا، سرزنش، انتقاد، توبیخ

۷

wisecrack

حرف کنایه دار یا شوخى آمیز، حرف کنایه دار زدن