فرهنگ آریانپور
متلاطم
#۱۷۹٬۴۷۰
heavy
سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار
lumpy
موج دار، متلاطم، ناهنجار، قلنبه، ناصاف، سنگین
peaky
(pecky =) ـ سکندرى خورنده (مثل اسب)، متلاطم، طوفانى
pecky
(peaky =) ـ سکندرى خورنده (مثل اسب)، متلاطم، طوفانى
unruly
سرکش، یاغى، متمرد، مضطرب، متلاطم
choppy
پرشکاف، (در مورد دریا) اندکى متلاطم، (مجازى) متغیر و دستخوش تغییر و تبدیل
furious
خشمناک، آتشى، عصبانى، متلاطم، متعصب
turbulent
سرکش، گردنکش، یاغى، متلاطم، آشفته
wavy
پرچین و شکن، پرموج، پر تلاطم، جنبش به عقب و جلو، متموج
wild
وحشى، جنگلى، خود رو، شیفته و دیوانه
agitated
به کار انداختن، تحریک کردن، تکان دادن، آشفتن، پریشان کردن، سراسیمه کردن