فرهنگ آریان‌پور

متلاطم

#۱۷۹٬۴۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

heavy

سنگین، گران، و زین، زیاد، سخت، متلاطم، کند، دل سنگین، تیره، ابرى، غلیظ، خواب آلود، فاحش، آبستن، باردار

۲

lumpy

موج دار، متلاطم، ناهنجار، قلنبه، ناصاف، سنگین

۳

peaky

(pecky =) ـ سکندرى خورنده (مثل اسب)، متلاطم، طوفانى

۴

pecky

(peaky =) ـ سکندرى خورنده (مثل اسب)، متلاطم، طوفانى

۵

unruly

سرکش، یاغى، متمرد، مضطرب، متلاطم

۶

choppy

پرشکاف، (در مورد دریا) اندکى متلاطم، (مجازى) متغیر و دستخوش تغییر و تبدیل

۷

furious

خشمناک، آتشى، عصبانى، متلاطم، متعصب

۸

turbulent

سرکش، گردنکش، یاغى، متلاطم، آشفته

۹

wavy

پرچین و شکن، پرموج، پر تلاطم، جنبش به عقب و جلو، متموج

۱۰

wild

وحشى، جنگلى، خود رو، شیفته و دیوانه

۱۱

agitated

به کار انداختن، تحریک کردن، تکان دادن، آشفتن، پریشان کردن، سراسیمه کردن