فرهنگ آریانپور
متلاشی کردن
#۱۷۹٬۴۶۸
destroy
خراب کردن، ویران کردن، نابود ساختن، تباه کردن
shatter
خرد کردن، داغان کردن، شکستن، (در جمع) قطعات شکسته
decompose
از هم پاشیدن، تجزیه کردن، متلاشى شدن
disintegrate
خرد کردن، تجزیه شدن، فرو ریختن، از هم پاشیدن، (مجازى) فاسد شدن، متلاشى شدن یا کردن