فرهنگ آریان‌پور

متلاشی‌ کردن

#۱۷۹٬۴۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

destroy

خراب کردن، ویران کردن، نابود ساختن، تباه کردن

۲

shatter

خرد کردن، داغان کردن، شکستن، (در جمع) قطعات شکسته

۳

decompose

از هم پاشیدن، تجزیه کردن، متلاشى شدن

۴

disintegrate

خرد کردن، تجزیه شدن، فرو ریختن، از هم پاشیدن، (مجازى) فاسد شدن، متلاشى شدن یا کردن