فرهنگ آریان‌پور

متلاشی - قطعات -

#۱۷۹٬۴۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

fragment

پاره، خرده، تکه، قطعه، باقیمانده، قطعات متلاشى، خرد کردن، ریز کردن، قطعه قطعه کردن