فرهنگ آریان‌پور

متقاعد

#۱۷۹٬۴۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

convinced

متقاعد، ملزم، مجاب، محکوم

۲

emeritus

شاینده، متقاعد، افتخارا از خدمت معاف شده، بازنشسته

۳

persuaded

وادار کردن، بر آن داشتن، ترغیب کردن

۴

satisfied

خرسند کردن، راضى کردن، خشنود کردن، قانع کردن

۵

superannuated

متروکه دانستن، بازنشسته دانستن یاشدن، کهنه شدن، از مد افتادن، سالخورده شدن