فرهنگ آریانپور
متقاعد
#۱۷۹٬۴۰۱
convinced
متقاعد، ملزم، مجاب، محکوم
emeritus
شاینده، متقاعد، افتخارا از خدمت معاف شده، بازنشسته
persuaded
وادار کردن، بر آن داشتن، ترغیب کردن
satisfied
خرسند کردن، راضى کردن، خشنود کردن، قانع کردن
superannuated
متروکه دانستن، بازنشسته دانستن یاشدن، کهنه شدن، از مد افتادن، سالخورده شدن