فرهنگ آریان‌پور

متقابل

#۱۷۹٬۳۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

mutual

متقابل، دو جانبه، دوسره، از دو سره، بین الاثنین، دو طرفه

۲

reciprocative

متقابل

۳

polar

قطبى، وابسته به قطب شمال و جنوب، داراى قطب مغناطیسى یا الکتریکى، متقارن، متقابل، متضاد

۴

reciprocal

معکوس، دوجانبه، متقابل، عمل متقابل، دو طرفه

۵

inter

در خاک نهادن، مدفون ساختن، در قبر نهادن، زیر خاک پوشاندن

۶

return

بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده return twoway

۷

bilateral

دوطرفه، دوجانبه، (گ.) متقارن الطرفین، دوکنارى