فرهنگ آریان‌پور

متفاوت

#۱۷۹٬۲۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

away

کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت

۲

other

دیگر، غیر، نوع دیگر، متفاوت، دیگرى

۳

different

متمایز، متفاوت

۴

varied

تغییردادن، عوض کردن، دگرگون کردن، متنوع ساختن، تنوع دادن به، فرق داشتن، تغییر کردن، تغییر داد

۵

another

دیگر، دیگرى، جدا، علیحده، یکى دیگر، شخص دیگر

۶

various

گوناگون، مختلف، چندتا، چندین، جورواجو

۷

contrary

مخالف، معکوس، مقابل، خلاف

۸

contrast

هم سنجى، مغایرت، برابر کردن، تباین، مقابله، تقابل، کنتراست، مقایسه کردن

۹

divergent

متباعد، انشعاب پذیر، منشعب، (مجازى) مختلف، واگرا

۱۰

dissimilar

ناهمسان، ناهمانند، ناجور، بى شباهت، غیر مشابه، مختلف، دگرگون

۱۱

differential

تفاضلى، افتراقى، تشخیص دهنده، (مکانیک) دیفرانسیل، (ریاضى) مشتقه، داراى ضریب متغیر