فرهنگ آریان‌پور

متعفن

#۱۷۹٬۲۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fuggy

متعفن، بدبو

۲

mephitic

متعفن، بدبو

۳

fetid

گندیده، بدبو، متعفن، داراى بوى زننده، گند دهان

۴

putrid

فاسد، متعفن

۵

smelly

بودار، بدبو، متعفن

۶

odorous

بودار، بدبو، متعفن

۷

stinker

آدم متعفن و پست، شخص نفرت انگیز

۸

foul

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ

۹

reeky

جلبکى، ابرى، بدبو

۱۰

noisome

مضر، زیان بخش، بدبو، کریه، نامطلوب

۱۱

malodorous

بد بو