فرهنگ آریان‌پور

متعادل شدن

#۱۷۹٬۱۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

equilibrate

موازنه کردن، به حال تعادل درآوردن، متعادل کردن، متعادل شدن

۲

balance

ترازو، میزان، تراز، موازنه، تتمه حساب، برابر کردن، موازنه کردن، توازن، تعادل، مانده، متعادل کردن