فرهنگ آریان‌پور

متظاهر

#۱۷۹٬۱۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

simular

متظاهر، وانمود کننده، قلابى، صورى dissembler dissimulator

۲

ostensive

متظاهر، تظاهر آمیز

۳

ostentatious

متظاهر، خودنما، خودفروش

۴

pretender

وانمود گر، عذر آورنده، متظاهر، مدعى تاج و تخت

۵

braggadocio

آدم لافزن، گزافه گو، متظاهر

۶

pretentious

پرمدعا، پرجلوه، پر ادعا و متظاهر

۷

hypocritical

ریاکار، متظاهر، دورو، با ریا

۸

make believe

وانمود، تظاهر، افسانه، قصه، متظاهر، ساختگى

۹

fake

تقلید، جعل، حلقه کردن، پیچیدن، جا زدن، وانمود کردن

۱۰

prig

شخص منفور، میخ کوچک، آدم خودنما، نکته گیر، ایرادگیر، کش رفتن، دزدیدن، التماس کردن، دله دزد

۱۱

stuffy

خفه، دلتنگ کننده، اوقات تلخ، مغرور، محافظه کار، بد اخم، لجوج

۱۲

hypocrite

با ریا، آدم ریاکار، آدم دو رو، زرق فروش، سالوس، متصنع