فرهنگ آریان‌پور

متشابه

#۱۷۸٬۹۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

homonym

متشابه، کلمه اى که تلفظ آن با کلمه دیگر یکسان ولى معنى آن دگرگون باشد

۲

homologous

متشابه، همسان

۳

homophone

(در کلمات) متشابه الصوت، داراى تشابه صوتى، همصدا

۴

analogous

قابل قیاس، مشابه، مانند، قابل مقایسه، متشابه

۵

homological

(homologous =) ـ همسان، همانند، برابر، متشابه، متجانس

۶

homoplastic

(جانور شناسى، گیاه شناسى) هم ساختمان، متشابه

۷

like

محتمل، باور کردنى، احتمالى، راستنما

۸

uniform

اونیفورم، یک ریخت، یک شکل، متحدالشکل، یکنواخت کردن، یکسان، متحد الشکل، یکنواخت