فرهنگ آریان‌پور

اندیشه

#۱۷٬۸۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

devisal

اندیشه، تدبیر

۲

idea

انگاره، تصور، اندیشه، فکر، خیال، گمان، نیت، مقصود، معنى، آگاهى، خبر، نقشه کار، طرزفکر

۳

plan

برنامه، طرح، نقشه، تدبیر، اندیشه، خیال، نقشه کشیدن، طرح ریختن

۴

worry

اندیشناکى، اندیشناک کردن یا بودن، نگران کردن، اذیت کردن، بستوه آوردن، اندیشه، نگرانى، اضطراب، دلواپسى

۵

notion

(notional =) ـ تصور، اندیشه، فکر، نظریه، خیال، ادراک، فکرى، مفهوم

۶

anxiety

آرنگ، تشویش، دل واپسى، اضطراب، اندیشه، اشتیاق، نگرانى

۷

opinion

نظریه، عقیده، نظر، راى، اندیشه، فکر، گمان

۸

notional

(notion =) ـ تصور، اندیشه، فکر، نظریه، خیال، ادراک، فکرى

۹

mentality

ذهن، قوه ذهنى، روحیه، طرز فکر، اندیشه

۱۰

reflexion

(reflection =) ـ انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک

۱۱

meditation

عبادت، تفکر، اندیشه، تعمق

۱۲

reflection

(reflexion =) ـ بازتاب، انعکس، تامل، انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک

۱۳

solicitude

نگرانى، پروا، اندیشه، اشتیاق، دقت زیاد

۱۴

deliberation

سنجش، بررسى، اندیشه، تامل، فرصت، شور

۱۵

mind

فکر، خاطر، ذهن، خیال، مغز، فهم، فکر چیزى را کردن، یاد آورى کردن، تذکر دادن، مراقب بودن، مواظبت کردن، ملتفت بودن، اعتناء کردن به، حذر کردن از، تصمیم داشتن

۱۶

thought

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن think

۱۷

thinking

فکر کننده، با شعور واژه هاى شامل