فرهنگ آریان‌پور

متروکه

#۱۷۸٬۹۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

disuse

متروکه، عدم استعمال، ترک کردن، ترک استعمال (چیزى را) کردن

۲

obsolete

مهجور، غیرمتداول، متروک، منسوخ، متروکه، کهنه، از کار افتاده

۳

derelict

متروک، ترک شده به وسیله مالک یا قیم، بى سرپرست، کشتى متروکه deserted

۴

square toed

داراى پنجه مربع، قدیمى مسلک، امل (ommol)، متروکه abandoned

۵

self abandoned

خودرها، متروکه، رها شده، تسلیم هواى نفس شده

۶

lone

تنها، تک، دلتنگ، مجرد، بیوه، یکه، مجزا و منفرد

۷

lonely

تنها، بى کس، غریب، بى یار، متروک، بیغوله

۸

forlorn

سرگردان، بیچاره، درمانده، بى کس، متروک

۹

desolate

ویران کردن، از آبادى انداختن، مخروبه کردن، ویران، بى جمعیت، متروک، حزین