فرهنگ آریان‌پور

متر

#۱۷۸٬۸۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

meter

متر، اندازه گیر، سنجنده، (metre) اندازه، وسیله اندازه گیرى، مقیاس، میزان، کنتور، مصرف سنج، وزن شعر، نظم، سجع و قافیه، با متر اندازه گیرى کردن، سنجیدن، اندازه گیرى کردن، به صورت مسجع و مقفى در آوردن

۲

metre

(meter =) ـ اندازه، وسیله اندازه گیرى، مقیاس، میزان، کنتور، مصرف سنج، وزن شعر، نظم، سجع و قافیه، متر، با متر اندازه گیرى کردن، سنجیدن، اندازه گیرى کردن، به صورت مسجع و مقفى در آوردن

۳

tape measure

(tape measure =) ـ متر مخصوص اندازه گیرى، نوار متر

۴

M

سیزدهمین حرف الفباى انگلیسى، مرتبه دوازدهم یا سیزدهم، هر چیزى به شکل حرف M