فرهنگ آریانپور
متداول
#۱۷۸٬۸۲۹
vogue
رسم معمول، رواج، عادت، مرسوم، مد، متداول، عمومى و رایج
dressy
خودساز، متداول، لباس دوست
current
جریان، رایج، جارى، معاصر، متداول، شایع، تزند، تزن
demotic
معروف، متداول، وابسته به حروف جدید هیروگلیفى
general
عام، کلى، عمومى، جامع، همگانى، متداول، معمولى، همگان، ژنرال، ارتشبد
ordinary
معمولى، عادى، متداول، پیش پا افتاده
prevalent
رایج، شایع، متداول، فائق، مرسوم، برتر
up to date
تازه، جدید، مطابق آخرین طرز، متداول، بهنگام
stock
ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن
regnant
حاکم، سلطنت کننده، حکمفرما، مسلط، شایع
running
دونده، مناسب براى مسابقه دو، جارى، مداوم
prevailing
چربیدن، غالب آمدن، مستولى شدن، شایع شدن
conventional
مرسوم، مطابق آئین و قاعده، پیرو سنت و رسوم، عرفى، قراردادى