فرهنگ آریان‌پور

متداول

#۱۷۸٬۸۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

vogue

رسم معمول، رواج، عادت، مرسوم، مد، متداول، عمومى و رایج

۲

dressy

خودساز، متداول، لباس دوست

۳

current

جریان، رایج، جارى، معاصر، متداول، شایع، تزند، تزن

۴

demotic

معروف، متداول، وابسته به حروف جدید هیروگلیفى

۵

general

عام، کلى، عمومى، جامع، همگانى، متداول، معمولى، همگان، ژنرال، ارتشبد

۶

ordinary

معمولى، عادى، متداول، پیش پا افتاده

۷

prevalent

رایج، شایع، متداول، فائق، مرسوم، برتر

۸

up to date

تازه، جدید، مطابق آخرین طرز، متداول، بهنگام

۹

stock

ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن

۱۰

regnant

حاکم، سلطنت کننده، حکمفرما، مسلط، شایع

۱۱

running

دونده، مناسب براى مسابقه دو، جارى، مداوم

۱۲

prevailing

چربیدن، غالب آمدن، مستولى شدن، شایع شدن

۱۳

conventional

مرسوم، مطابق آئین و قاعده، پیرو سنت و رسوم، عرفى، قراردادى