فرهنگ آریان‌پور

متحرک بر روی اب

#۱۷۸٬۷۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

floating

جسم شناور بر روى آب، سوهان پهن، بستنى مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، روى آب ایستادن، سوهان زدن، شناور بودن، شناور ساختن float