فرهنگ آریان‌پور

متحدشدن

#۱۷۸٬۶۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

federalize

متحدشدن، ائتلاف کردن، فدرال شدن یا کردن

۲

ally

پیوستن، متحد کردن، هم پیمان، دوست، معین