فرهنگ آریانپور
متحد
#۱۷۸٬۶۶۲
united
متحد، متفق، پیوسته، دست یکى
federate
متحد، وابسته، هم پیمان، هم عهد کردن، متعهد کرد، تشکیل کشورهاى متحد دادن
one
یک، تک، واحد، شخص، آدم، کسى، شخصى، یک واحد، یگانه، منحصر، عین همان، یکى، یکى از همان، متحد، عدد یک، یک عدد، شماره یک
ally
پیوستن، متحد کردن، هم پیمان، دوست، معین
allied
پیوستن، متحد کردن، هم پیمان، دوست، معین
married
شوهردار، عروسى کرده، متاهل، پیوسته، متحد
conjunct
به هم پیوسته، متصل، متحد
confederate
هم پیمان، متحد، متفق، موتلف، متفق کردن
friend
دوست، رفیق، یار، دوست کردن، یارى نمودن