فرهنگ آریان‌پور

متجسم‌ کردن

#۱۷۸٬۶۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

incarnate

مجسم (به صورت آدمى)، داراى شکل جسمانى، به رنگ گوشتى، مجسم کردن، صورت خارجى دادن