فرهنگ آریان‌پور

متبلور کردن

#۱۷۸٬۶۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

solidify

جامد کردن، سفت کردن یا شدن، یک پارچه شدن، متبلور کردن

۲

crystalize

(crystallize =) ـ متبلور کردن، متشکل کردن، شکل دادن

۳

crystallize

(crystalize =) ـ متبلور کردن، متشکل کردن، شکل دادن

۴

sugar

قند، شکر، شیرینى، ماده قندى، با شکر مخلوط کردن، تبدیل به شکر کردن، شیرین کردن، متبلور شدن