فرهنگ آریان‌پور

متاع

#۱۷۸٬۵۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

ware

مطلع، آگاه، کالا، جنس، اجناس، متاع، کالاى فروشى، پرهیز کردن از، حذر کردن

۲

article

به صورت مواد در آوردن، تفریح کردن، کالا، متاع، چیز، اسباب، ماده، بند، فصل، شرط، مقاله، گفتار، حرف تعریف (مثل the) ـ

۳

commodity

وسیله مناسب، متاع، کالا، جنس

۴

merchandise

کالا، مال التجاره، تجارت کردن