فرهنگ آریان‌پور

مبهم

#۱۷۸٬۵۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

ambiguous

مبهم، با ابهام، تاریک (از لحاظ مفهوم)، دوپهلو

۲

dim

تار، تاریک، کم نور، مبهم، تیره کردن

۳

dusky

تاریک، مبهم

۴

misty

مه دار، مبهم

۵

forked

شاخه دار، چنگال مانند، شکافته، مبهم

۶

nebular

سحابى، میغى، مبهم

۷

obscure

تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن

۸

involute

بغرنج، تودرتو، مبهم، غامض، پیچدار، پیچیده شدن، پیچدار شدن

۹

involved

در گیر، پیچیده، بغرنج، مبهم، گرفتار، مورد بحث

۱۰

enigmatic

معمایى، مبهم

۱۱

imprecise

غیر دقیق، نادرست، بى صراحت، غیر صریح، مبهم

۱۲

mysterious

اسرار آمیز، مرموز، مبهم

۱۳

indeterminate

مجهول، نامعین، مبهم، نا معین، پا در هوا، نا مشخص، بى نتیجه

۱۴

foggy

مانند مه، مه آلود، تیره و تار عامیانه‌

۱۵

muzzy

گرفته، گیج