فرهنگ آریان‌پور

مبنا

#۱۷۸٬۴۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

base

پایه، مبنا، پایگاه، ته، زمینه، اساس، بنیاد، ته ستون، تکیه گاه، فرومایه، (موسیقى) صداى بم، بنیان نهادن، مبنا قرار دادن، پست، شالوده

۲

basis

اساس، پایه، مبنا، ماخذ، زمینه، بنیان، بنیاد

۳

radix

منشا، سرچشمه اولیه، پایه، منبع اصلى، مبنا

۴

tenet

انگاشته، انگاره، عقیده، اصول، مرام، متعقدات مذهبى، پایه تفکر

۵

principle

قانون یا اصلى علمى یا اخلاقى، اصل، سرچشمه، حقیقت، مبادى و اصول، (در جمع) معتقد باصول و مبادى کردن، اخلاقى کردن، قاعده کلى، مرام

۶

foundation

شالوده، پایه، پى، پى ریزى، اساس، بنیاد، تاسیس، بنیان، بنگاه، موسسه خیریه