واژههای فارسی←مباشرت کردن برفرهنگ آریانپورمباشرت کردن بر#۱۷۸٬۱۷۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱oversee(past: oversaw ; past participle: overseen) ـ سرکشى کردن به، مباشرت کردن بر، سرپرستى کردنواژههای نزدیک در الفبامباشر کارگرانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمباشر کارهای بازرگانی و فروش کالا در کشتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمباشر کشتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمباشر کلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمباشرتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمباشرت کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر