فرهنگ آریان‌پور

مباشرت کردن

#۱۷۸٬۱۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

foreman

سرکارگر، سرعمله، مباشرت کردن

۲

steward

وکیل خرج، پیشکار، مباشر، ناظر، مباشرت کردن