فرهنگ آریان‌پور

مباشر

#۱۷۸٬۱۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

minder

مباشر

۲

intendant

مباشر، ناظر، مدیر، مامور مالى، پیشکار دارایى

۳

manager

مدیر، مباشر، کارفرمان

۴

steward

وکیل خرج، پیشکار، مباشر، ناظر، مباشرت کردن

۵

forehand

قسمت ممتاز، مزیت، سرعمله، مباشر، سروسینه و دست اسب، جلودار، پیشتاز

۶

overseer

سرکار، مباشر، ناظر، سرپرست

۷

supervisor

برنگر، مباشر، ناظر، سرپرست

۸

factor

عامل، ضریب، عامل (عوامل)، حق العمل کار، نماینده، فاعل، سازنده، فاکتور، عامل مشترک

۹

guardian

نگهبان، ولى (اولیاء)، (حقوق) قیم

۱۰

caretaker

سرپرست، مستحفظ، سرایدار churchwarden

۱۱

stewardess

ناظر خرج مونث، مهماندار هواپیما

۱۲

lieutenant

(علوم نظامى) ستوان، ناوبان، نایب، وکیل، رسدبان