فرهنگ آریانپور
مبارزه
#۱۷۸٬۱۲۷
turn to
مبارزه، توجه، عطف توجه، مراجعه، به کار پرداختن
battle
رزم، پیکار، جدال، مبارزه، ستیز، جنگ، نبرد، نزاع، زد و خورد، جنگ کردن
combat
پیکار، نبرد، زد و خورد، ستیز، حرب، مبارزه کردن، رزم، جنگیدن با
champion
پهلوان، قهرمان، مبارزه، دفاع کردن از، پشتیبانى کردن
campaign
زمین مسطح، جلگه، یک رشته عملیات جنگى، لشکرکشى، مبارزه انتخاباتى، مسافرت درداخل کشور
swordplay
فن شمشیر بازى، مبارزه، زور آزمایى
drive
(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن
strife
ستیزه، نزاع، دعوا، سعى بلیغ، تقلا، کشاکش
struggle
ستیز، کشاکش، تقلا کردن، کوشش کردن، دست و پا کردن، منازعه، کشمکش، تنازع
agitation
سرآسیمگى، آشفتگى، هیجان، تلاطم، تحریک
contention
درگیرى، ستیزه، مشاجره، نزاع، مجادله، مباحثه