فرهنگ آریان‌پور

مبادرت‌ کردن

#۱۷۸٬۰۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

attack

آفند، تک، تکش، تاخت، حمله کردن بر، مبادرت کردن به، تاخت کردن، با گفتار و نوشتجات بدیگرى حمله کردن، حمله، تاخت و تاز، یورش، اصابت یا نزول ناخوشى

۲

embark

در کشتى سوار کردن، در کشتى گذاشتن، عازم شدن، شروع کردن