فرهنگ آریان‌پور

مایه کامیابی

#۱۷۸٬۰۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

making

(past: made ; past participle: made) ـ ساختن، به وجود آوردن، درست کردن، تصنیف کردن، خلق کردن، باعث شدن، وادار یا مجبور کردن، تاسیس کردن، گائیدن، ساختمان، ساخت، سرشت، نظیر، شبیه make