فرهنگ آریانپور
اندودن
#۱۷٬۸۰۱
daub
اندودن، مالیدن، ناشیانه رنگ زدن
parget
اندودن، گچ کارى، تزیینى کردن
splodge
اندودن، مالیدن (با)، بد رنگ کردن، چرک کردن، کثیف کردن، اندود
coat
کت، نیمتنه، روکش، پوشاندن، روکش کردن، اندودن
plate
صفحه فلزى، ورقه یا صفحه، قاب (مثل قاب ساعت)، پلاک، لوح، لوحه، روکش، بشقاب، به قدر یک بشقاب روکش فلزى کردن، آبکارى فلزى کردن، روکش کردن، متورق کردن، صفحه، اندودن
bedaub
آلودن، ملوث کردن، اندودن، رنگ کردن
emboss
پوشاندن، اندودن، مزین کردن، پرجلوه ساختن، برجسته کردن
besmear
آلودن، اندودن، ملوث کردن، رنگ کردن، کثیف کردن
cover
پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت
dredge
لاروب، آلت تنقیه قنات و مانند آن، لاروبى کردن
overlay
(past: overlaid ; past participle: overlaid) ـ پوشش، اندود، پوشیدن، زیاد بار کردن، روى هم قرار دادن، (اسکاتلند) کراوات، جاى گذاشت، جاى گذاشتن weatherize