فرهنگ آریان‌پور

اندودن

#۱۷٬۸۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

daub

اندودن، مالیدن، ناشیانه رنگ زدن

۲

parget

اندودن، گچ کارى، تزیینى کردن

۳

splodge

اندودن، مالیدن (با)، بد رنگ کردن، چرک کردن، کثیف کردن، اندود

۴

coat

کت، نیمتنه، روکش، پوشاندن، روکش کردن، اندودن

۵

plate

صفحه فلزى، ورقه یا صفحه، قاب (مثل قاب ساعت)، پلاک، لوح، لوحه، روکش، بشقاب، به قدر یک بشقاب روکش فلزى کردن، آبکارى فلزى کردن، روکش کردن، متورق کردن، صفحه، اندودن

۶

bedaub

آلودن، ملوث کردن، اندودن، رنگ کردن

۷

emboss

پوشاندن، اندودن، مزین کردن، پرجلوه ساختن، برجسته کردن

۸

besmear

آلودن، اندودن، ملوث کردن، رنگ کردن، کثیف کردن

۹

cover

پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت

۱۰

dredge

لاروب، آلت تنقیه قنات و مانند آن، لاروبى کردن

۱۱

overlay

(past: overlaid ; past participle: overlaid) ـ پوشش، اندود، پوشیدن، زیاد بار کردن، روى هم قرار دادن، (اسکاتلند) کراوات، جاى گذاشت، جاى گذاشتن weatherize