فرهنگ آریان‌پور

مایه زحمت

#۱۷۷٬۹۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

bother

دردسر دادن، زحمت دادن، مخل آسایش شدن، نگران شدن، جوش زدن و خودخورى کردن، رنجش، پریشانى، مایه زحمت

۲

cumbersome

سنگین، طاقت فرسا، مایه زحمت، بطى

۳

vexation

آزردگى، رنجش، آزار، تغییر، حالت تحریک