فرهنگ آریان‌پور

مایه

#۱۷۷٬۹۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

leaven

خمیر مایه، خمیر ترش، عامل کارگر، مخمر کردن، خمیر کردن، ور آوردن

۲

ferment

ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطراب

۳

capital

حرف بزرگ، حرف درشت، پایتخت، سرمایه، سرستون، سرلوله بخارى، فوقانى، راسى، مستلزم بریدن سر یا قتل، قابل مجازات مرگ، داراى اهمیت حیاتى، عالى

۴

tonality

چگونگى صدا، آهنگ، مایه، رنگ پذیرى خودمانی‌

۵

resource

وسیله، کاردانى، منبع، ممر، مایه، ابتکار

۶

nest egg

تخمى که درلانه مرغ مى گذارند تا مرغ تخم کند، مایه، اندوخته

۷

key

جزیره کوچک سنگى یا مرجانى، کلید، راهنما، وسیله راه حل، کلید بستن، کلید کردن، کوک کردن، با آچار بستن

۸

meat

گوشت (فقط گوشت چهارپایان)، خوراک، غذا، ناهار، شام، غذاى اصلى

۹

tone

صدا، آهنگ، درجه صدا، دانگ، لحن، آهنگ داشتن، باهنگ در آوردن، سفت کردن، نوا واژه هاى شامل

۱۰

dough

خمیر، (زبان عامیانه) پول آشپزی‌

۱۱

basis

اساس، پایه، مبنا، ماخذ، زمینه، بنیان، بنیاد

۱۲

cause

سبب، علت، موجب، انگیزه، هدف، (حقوق) مرافعه، موضوع منازع فیه، نهضت، جنبش، سبب شدن، واداشتن، ایجاد کردن (غالباً بامصدر) ـ

۱۳

stuff

چیز، ماده، کالا، جنس، مصالح، پارچه، چرند، پر کردن، تپاندن، چپاندن، انباشتن

۱۴

batter

خرد کردن، داغان کردن، پى درپى زدن، خراب کردن، خمیر (در آشپزى)، خمیدگى، خمیدگى پیدا کردن، با خمیر پوشاندن، خمیر درست کردن