فرهنگ آریان‌پور

مایملک

#۱۷۷٬۹۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

money

پول، اسکناس، سکه، مسکوک، ثروت

۲

estate

ملک، املاک، دارایى، دسته، طبقه، حالت، وضعیت

۳

clobber

(انگلیس) خمیر یاچسب سیاه رنگى که با آن ترک و شکاف هاى کفش را پر مى کنند، دنده (ماشین)، لباس، جامه، وصله کردن، به هم پیوستن، زدن، کتک زدن

۴

holding

(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى hold

۵

capital

حرف بزرگ، حرف درشت، پایتخت، سرمایه، سرستون، سرلوله بخارى، فوقانى، راسى، مستلزم بریدن سر یا قتل، قابل مجازات مرگ، داراى اهمیت حیاتى، عالى

۶

property

دارایى، مال، خاصیت، صفت خاص، استعداد، ویژگى، ملک

۷

possession

تصرف، دارایى، مالکیت، ثروت، ید تسلط