فرهنگ آریانپور
مایملک
#۱۷۷٬۹۳۰
money
پول، اسکناس، سکه، مسکوک، ثروت
estate
ملک، املاک، دارایى، دسته، طبقه، حالت، وضعیت
clobber
(انگلیس) خمیر یاچسب سیاه رنگى که با آن ترک و شکاف هاى کفش را پر مى کنند، دنده (ماشین)، لباس، جامه، وصله کردن، به هم پیوستن، زدن، کتک زدن
holding
(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى hold
capital
حرف بزرگ، حرف درشت، پایتخت، سرمایه، سرستون، سرلوله بخارى، فوقانى، راسى، مستلزم بریدن سر یا قتل، قابل مجازات مرگ، داراى اهمیت حیاتى، عالى
property
دارایى، مال، خاصیت، صفت خاص، استعداد، ویژگى، ملک
possession
تصرف، دارایى، مالکیت، ثروت، ید تسلط