فرهنگ آریان‌پور

مایل

#۱۷۷٬۸۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

desirous

مایل، خواهان، آرزومند، مشتاق، خواسته

۲

fond

علاقمند، انس گرفته، مایل، مشتاق، شیفته، خواهان

۳

lief

محبوب، عزیز، گرانبها، مطبوع، دلپذیر، مطلوب، مایل، آماده، از روى میل، محبوبه

۴

rathe

(rath =) ـ پیش رس، زود رس، سریع، تند، چابک، مایل

۵

gauche

خام دست، چپ دست، ناشى، کج، مایل

۶

wilful

(willful =) ـ خودسر، مشتاق، مایل

۷

sidling

(sideling =) ـ از پهلو، یکورى، کج، مایل، سراشیب

۸

willful

(wilful =) ـ خودسر، مشتاق، مایل

۹

inclined

خم کردن، کج کردن، متمایل شدن، مستعد شدن، سرازیر کردن، شیب دادن، متمایل کردن، شیب

۱۰

propense

(disposed , inclined =) ـ مایل، متمایل

۱۱

sideling

(sidling =) ـ از پهلو، یکورى، کج، مایل، سراشیب

۱۲

agreeable

سازگار، دلپذیر، مطبوع، بشاش، ملایم، حاضر، مایل

۱۳

lickerish

مشتاق، مایل، آشپز ماهر، اشتها آور، هوس ران

۱۴

solicitous

مشتاق، آرزومند، مایل، نگران، دلواپس

۱۵

willing

خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم " will

۱۶

anxious

دلواپس، آرزومند، مشتاق، اندیشناک، بیم ناک

۱۷

interested

تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن interest