فرهنگ آریانپور
اندود
#۱۷٬۷۸۷
coat
کت، نیمتنه، روکش، پوشاندن، روکش کردن، اندودن
coating
کت، نیمتنه، روکش، پوشاندن، روکش کردن، اندودن coat
overlay
(past: overlaid ; past participle: overlaid) ـ پوشش، اندود، پوشیدن، زیاد بار کردن، روى هم قرار دادن، (اسکاتلند) کراوات، جاى گذاشت، جاى گذاشتن
splodge
اندودن، مالیدن (با)، بد رنگ کردن، چرک کردن، کثیف کردن، اندود
plastering
گچ، خمیر مخصوص اندود دیوار و سقف، دیوار را با گچ و ساروج اندود کردن، گچ زدن، گچ مالیدن، ضماد انداختن، مشمع انداختن روى plaster
incrustment
(incrustation =) ـ پوسته، قشر، پوشش، اندود، نماى مرمر
incrustation
(incrustment =) ـ پوسته، قشر، پوشش، اندود، نماى مرمر
crustification
قشربندى، پوشش، اندود
casing
مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا case