فرهنگ آریان‌پور

اندود

#۱۷٬۷۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

coat

کت، نیمتنه، روکش، پوشاندن، روکش کردن، اندودن

۲

coating

کت، نیمتنه، روکش، پوشاندن، روکش کردن، اندودن coat

۳

overlay

(past: overlaid ; past participle: overlaid) ـ پوشش، اندود، پوشیدن، زیاد بار کردن، روى هم قرار دادن، (اسکاتلند) کراوات، جاى گذاشت، جاى گذاشتن

۴

splodge

اندودن، مالیدن (با)، بد رنگ کردن، چرک کردن، کثیف کردن، اندود

۵

plastering

گچ، خمیر مخصوص اندود دیوار و سقف، دیوار را با گچ و ساروج اندود کردن، گچ زدن، گچ مالیدن، ضماد انداختن، مشمع انداختن روى plaster

۶

incrustment

(incrustation =) ـ پوسته، قشر، پوشش، اندود، نماى مرمر

۷

incrustation

(incrustment =) ـ پوسته، قشر، پوشش، اندود، نماى مرمر

۸

crustification

قشربندى، پوشش، اندود

۹

casing

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا case