فرهنگ آریان‌پور

مایع

#۱۷۷٬۸۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

liquid

مایع، آبگونه، چیز آبکى، روان، سلیس، (در مورد کالا) نقد شو، پول شدنى، سهل و ساده

۲

fluid

سیال، روان، نرم و آبکى، مایع، متحرک

۳

steep

سرازیر، تند، سراشیب، گزاف، فرو کردن (در مایع)، خیساندن، اشباع کردن، شیب دادن، مایع (جهت خیساندن)

۴

water

آب، آبگونه، پیشاب، مایع، آب دادن

۵

fulidal

آب مانند، مایع، سیال

۶

rinse

با آب شستن، با آب پاک کردن، شستشو