فرهنگ آریان‌پور

اندک

#۱۷٬۷۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

scant

اندک، کم، معدود، قلیل، نحیف، مقدار قلیل، کم دادن، بخیلانه دادن، تخفیف یافتن، ناکافى

۲

little

اندک، کم، کوچک، خرد، قد کوتاه، کوتاه، مختصر، ناچیز، جزیى، خورده، حقیر، محقر، معدود، بچگانه، درخور بچگى، پست

۳

niggling

اندک، ایراد گیر

۴

few

معدود، اندک، کم، اندکى از

۵

drib

مقدار کمى، یک قطره، اندک

۶

lean

(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل

۷

paul

تعداد کم، اندک، اسم خاص مذکر

۸

pinch

نیشگون گرفتن، قاپیدن، مضیقه، تنگنا، موقعیت باریک، سر بزنگاه، نیشگون، اندک، جانشین

۹

skimpy

لئیم، خسیس، قلیل، اندک، نحیف، ناقص

۱۰

frugal

صرفه جو، مقتصد، با صرفه، اندک، میانه رو، ساده

۱۱

margin

حاشیه، تفاوت، کنار، لبه، اندک، حاشیه دار کردن، حد، بودجه احتیاطى، مابه التفاوت

۱۲

modicum

مقدار کم، مقدار یا قسمت کوچک، اندک

۱۳

paucity

عدد کم، معدود، اندک، قلت، کمى، کمیابى، ندرت

۱۴

low test

(در مورد بنزین) داراى خاصیت فرارى (farraari)، اندک

۱۵

low

خوار، دون، پست، صغیر، افتاده، فروتن، بى ادب، به طور پست

۱۶

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى