فرهنگ آریان‌پور

ماهی - تخم -

#۱۷۷٬۴۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

berry

دانه، حبه، تخم ماهى، (گیاه شناسى) میوه توتى، توت، کوبیدن، زدن، دانه اى شدن، توت جمع کردن، توت دادن، به شکل توت شدن، سته

۲

spawn

تخم ماهى، اشپل، بذر، جرم، تخم ریزى کردن (حیوانات دریایى)، تولید مثل کردن