فرهنگ آریان‌پور

ماهر

#۱۷۷٬۴۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

deft

ماهر، زبردست، کاردان، چالاک، استادانه

۲

dextrous

ماهر، چالاک، زبردست، چیره دست

۳

dexterous

ماهر، چالاک، زبردست، چیره دست

۴

industrious

ماهر، زبر دست، ساعى، کوشا

۵

handy

با دست انجام شده، دستى، دم دست، آماده، موجود، قابل استفاده، سودمند، چابک، چالاک، ماهر، استاد در کار خود، روان، بسهولت قابل استفاده، سهل الاستعمال

۶

jimmy

چالاک، چابک دست، ماهر، دیلم، با دیلم باز کردن

۷

adroit

زرنگ، زبر دست، زیرک، ماهر، چابک، چالاک، تردست، چیره دست

۸

expert

ویژه گر، ویژه کار، متخصص، کارشناس، ماهر، خبره

۹

dab

تر کردن، کهنه را نم زدن، با چیز نرمى کسى را زدن یا نوازش کردن، اندکى، قطعه، تکه، آهسته زدن dab dab hand

۱۰

whiz

صداى غژ، صداى تیز و تند، فش فش، غژغژ کردن، مثل فرفره چرخیدن whizz

۱۱

sharp

تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن sharp خودمانی‌

۱۲

great

زیاد، بسیار، خیلى، با شرافت، از روى بزرگى، از روى بزرگ منشى

۱۳

crackerjack

(crackajack , humdinger =) ـ چیز بسیار عالى، آدم بسیار خوب