فرهنگ آریان‌پور

اندروایی

#۱۷٬۷۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

suspense

معلق، درحال تعلیق، مردد، اندروایى، آویزانى

۲

suspension

توقف، وقفه، تعطیل، ایست، تعلیق، بى تکلیفى، آویزان، آویزانى، اندروا، آونگان، اندروایى، آویزش

۳

fluster

سراسیمه کردن، گیج کردن، گرم شدن کله (در اثر مشروب)، دست پاچه کردن، عصبانى کردن، آشفتن، مضطرب کردن، سرآسیمگى، دست پاچگى