فرهنگ آریانپور
مانه
#۱۷۷٬۳۳۸
fixture
چیز ثابت، (در جمع) اثاثه ثابت، لوازم نصب کردنى
furniture
اثاثه، اثاث خانه، سامان، اسباب، وسایل، مبل
implement
آلت، افزار، ابزار، اسباب، اجرا، انجام، انجام دادن، ایفاء کردن، اجراء کردن تکمیل کردن، پیاده کردن، وسیله