فرهنگ آریانپور
مانند تیر رفتن
#۱۷۷٬۲۷۷
shoot
(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن
rocket
پرتابه، موشک، فشفشه، راکت، با سرعت از جاى جستن، به طور عمودى از زمین بلند شدن، موشک وار رفتن