فرهنگ آریانپور
مانند - نخ -
#۱۷۷٬۲۳۸
string
(past: strung ; past participle: strung) ـ زه، زهى، نخ، ریسمان، رشته، سیم، ردیف، سلسله، قطار، نخ کردن (با سوزن و غیره)، زه انداختن به، کشیدن، ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک، دراز، به نخ کشیدن (مثل دانه هاى تسبیح)، بصف کردن، زه دار کردن، رشته کردن
stringy
ریش ریش، نخ مانند، ریشه اى، چسبناک
thready
نخ مانند، باریک، نازک، چسبناک، رشته رشته، با صداى باریک
filiform
رشته مانند، نخ مانند
threadlike
نخ مانند