فرهنگ آریان‌پور

اندر

#۱۷٬۷۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

in

پیشوندى است به معنى " در داخل " و " به سوى " و " نه "، در، توى، اندر، لاى، درظرف، هنگام، به، بر، با، بالاى، روى، از، باب روز درونى، شامل، نزدیک، دم دست، داخلى رسیده، آمده، درتوى، به طرف، نزدیک ساحل، با امتیاز، با مصونیت در میان گذاشتن، جمع کردن شاغلین، زاویه in ـ (89)

۲

into

توى، اندر، در میان، در ظرف، به، به سوى، به طرف، نسبت به، مقارن

۳

inter

در خاک نهادن، مدفون ساختن، در قبر نهادن، زیر خاک پوشاندن

۴

inside

درون، داخل، باطن، نزدیک بمرکز، قسمت داخلى، تو، اعضاى داخلى