فرهنگ آریان‌پور

مانع کردن ایجاد

#۱۷۷٬۰۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

obstruct

مسدود کردن، جلو چیزى را گرفتن، مانع شدن، ایجاد مانع کردن، اشکال تراشى کردن