فرهنگ آریان‌پور

مانع کردن - دچار -

#۱۷۷٬۰۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

discomfit

خنثى کردن، ایجاد اشکال کردن، دچار مانع کردن، ناراحت کردن، بطلان